حسين بن حسن خوارزمي
مقدمة 30
شرح فصوص الحكم
چه دليلى مىتواند ، داشته باشد ؟ ممكن است كه خوانندهء ارجمند بگويد : همچنان كه علامه قزوينى گفته است « 3 » ، جامى به علت عصبيت مذهبى ، بسيارى از اعلام مشايخ صوفيه را - كه شيعى مذهب بودهاند - ناديده گرفته ، و متعرض نشدن ترجمهء خوارزمى را نيز به همين دليل مىتوان توجيه كرد . در پاسخ مىگويم كه : با آن كه خوارزمى در ترجمهء المقصد الأقصى في ترجمة المستقصى « 4 » - كه در سرگذشت رسول اكرم ( ص ) و پنج خليفهء نخستين است - سرگذشت ائمهء اماميه را - تا حضرت رضا ( ع ) - افزوده ، و با آن كه در جواهر الاسرار و نيز در ينبوع الاسرار و هم در شرح فصوص به على ( ع ) و معتقدات شيعه ، بسيار حرمت مىگذارد ، ولى خوانندهء محقّق همين كه شرح فص شيثى و مسألهء ختم ولايت مطلقه را در شرح وى بخواند ، به سهولت در مىيابد كه خوارزمى در فروع از شافعيان است نه از شيعيان ، هر چند تمايلى عميق همانند بسيارى از خواص محقّقان و عارفان اهل سنّت به تشيّع ، دارد . بارى ، به هر حال ، ازين اشارهء مجمل مىتوان گفت : اينكه جامى ترجمهء خوارزمى را در نفحات نياورده ، به دليل شيعى بودن وى نيست . باز هم همان سؤال عنوان مىشود كه پس به چه دليل . . . ؟ نگارنده مىپندارم كه جامى به علت شهرت رسمى و عزّتى كه در ميان حنفيان هرات داشته ، و به دليل اينكه آنان از غزل سوزناك خوارزمى به مطلع « اى در همهء عالم پنهان تو و پيدا تو هم درد دل عاشق ، هم اصل مداوا تو » او را تكفير كردند و بد دين خواندند ، و گويا نيز به دليل سوء ظنّ دستگاهيان شاهرخ نسبت به خوارزمى ، از آوردن ترجمهء او احتراز كرده است . چنانچه حتّى على شير نوائى نيز در ترجمهء خوارزمى ، به نوعى ، بدبينى خود را نسبت به او نشان مىدهد آن جا كه مىگويد : « اما اخلاق و صفاتش منافى ضياء علم باطن او بود » « 5 » . نكتهء ديگر ، كبروى بودن خوارزمى است . در اينكه حسين خوارزمى مقتول را ، متأخّران از تذكره نويسان ، كبروى دانستهاند ، هر چند بظنّ قريب بيقين ، بر اثر تداخلى است كه ميان ترجمه حسين خوارزمى مقتول و كمال الدين حسين خوارزمى عنوان شده ، و نيز هر چند كه نمىتواند مستند به آثار خوارزمى مقتول و نگاشته هاى عصرى او باشد ، ولى آن چنان كه گفتهاند : « نسبت او به نجم كبرى قولى است ناصواب « 6 » » درست نيست ، زيرا وقتى به استناد آثارش مىپذيريم كه او مريد خواجه ابو الوفاء بوده
--> « 3 » - بنگريد به : نامهء محمد قزوينى به على اصغر حكمت در خصوص نفحات الانس ، جامى 399 - 400 . « 4 » - بنگريد به : استورى ، أدبيات فارسى ( ترجمهء فارسى ) 2 / 774 - 775 . « 5 » مجالس النفائس - ترجمهء فخرى هروى ، ش 5 - قياس كنيد با ترجمهء شاه محمد قزوينى ، همان جا ، ص 185 ، كه عبارت مزبور را ترجمه نكرده است و يا . . . ( ؟ ) . « 6 » - بنگريد به : مهدى درخشان ، مقدمهء ينبوع الاسرار 23 .